قربونش برم...
شعر خوندن نابغه کوچولو
پسر ناز من شعر طبل بزرگمو دو س روزیه که میخونه. اولین بار عمه زری واسش خونده. تو خونه یهو دیدم شروع کرد به خوندن.اینطوری: طبل بزرگم طبل بزرگم چند ثانیه مکث بامبالی بامبال بام بام مبالی طبل بزرگم مکث بیشتر دودورو دود ...
honey
دو روزی هست که عشق من کلمه هانی افتاده رو زبونش و چپ و راست بمن میگه ...
15 تیر 93
امروز حدود ساعت 5 رسیدم خونه مامان اینا.روزبه تا منو دید دوید اومد بغلم. واسش بستنی خریده بودم. مشغول بود که بستنیش شروع کرد به اب شدن.اب شدن بستنی همانا و غر زدن های روزبه همانا.(خیلی حساسه این پس ناز مامان)کلی غر زد که :بستنی داره اب میشه.آی دستم کثیف شد-آی ریخت تو اون هیرو ویر تا من بهش توپیدم که بسه.بمن گفت:اصلا پاشو برو خونه.نمیدونستم بخندم یا ناراحت شم. بالاخره بستنی رو خورد.. واومد قربون صدقه مامانش رفتن.(مامان خوشگلا- مامان،تو دلت تنگ شده بود((همیشه من اول بهش میگم که دلم واست تنگ شده بود اونم در جوابم میگه آره شده بود. هروقت من نگم اون اینو میگه)) بعدشم میله دوچرخشو که پیداکرده بود.رفت اورد بمن گفت:حالا پاشو بریم...
نویسنده :
مامان فهیمه
11:47
پارک کودک شهریار-روزبه و حوض پارک
روزبه دیگه شده پاتی ثابت مشتری های پارک کودک شهریار. اونم حوض جلوی پارک.ی نیم ساعتی میشینه اونجا.و همه رو خیس میکنه. بعدشم میپره تو ماشین و لباساشو عوض میکنه. اینم مدرک اثبات جرم. ...
پست فوری15/4/93
روزبه دیشب خونه نبود.شب رفت خون مامانی . دلم خیلی واسش تنگ شده. میترسم زنگ بزنم بیقراری کنه. 3 ساعت دیگه میبینمش. ...






