روزبهروزبه، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره
رامیسارامیسا، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

روزبه شاهزاده ایرانی

3 خرداد 93

دیروز غروب من که اومدم خونه تازه جیگملم از دستشویی پریده بود بیرون.لخت.جلوی در نیومده گیر داد که باید بریم بستنی بخریم.هرچی میگم برو شلوار بپوش انگار ن انگار. کلی گریه کرد.منم رفتم تو خونه. بالاخره زورش چربید و با daddy رفت بیرون.جیگر خورده بود. من خونه رو گردگیری میکردم  که برق رفت. و نیم ساعت بعد بارون شدیدی گرفت. خیلی نگران شدم.هرچقدر زنگ میزدم  امیر ،تو دسترس نبود. بعد یک ساعت اومدن خونه. جالبه که پیاده رفته بودن.ماشین کپسول گازش مشکل پیداکرده بود.اورینگش خراب شده بود و گاز همینطور از کپسول خارج میشد. خلاصه با آژانس برگشتن. این روزای من  خاکستریه. فقط  خدا میدونه. تنها چیزی که حالمو خوب ...
4 خرداد 1393

لبخند بزن

لبخندبزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید.. خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند…! لبخند بزن: وقتی داری سرکارت میروی.. خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند. لبخندبزن: چون تو صحیح و سالم هستی.. خیلی ها هستند دارند بخاطر بازگشت سلامتی شان میلیونها خرج میکنند. لبخند بزن: چون تو زنده ای وروزی داده میشوی وهنوزفرصت برای جبران مافات داری… مرده هایی هستندآرزوی بازگشت به زندگی رادارندتاعمل صالحی انجام بدهند..اما هیهات! لبخندبزن: چون تو”خدا”را داری و اورا می پرستی وازاو طلب کمک میکنی… کسانی هستندکه برای گاو سجده میکنند. لبخندبزن: چون “تو”خودت هستی.. وخی...
28 ارديبهشت 1393

روزبه با دوستش تو شمال(اردیبهشت 93)

نمک ابرود - بالای تلکابین روزبه تا این خونواده رو دید با تعجب بهشون ذل زده بود و افتاده بود دنبالشون.تا اینکه وقتی کنار ش نشست daddy ازش ی عکس انداخت. واسه روزبه رنگ پوست این دختر خیلی جالب بود و باعث جلب توجهش شده بود . اسمشو نمیدونم.چون ازش پرسیدیمو و نگفت. این عکسشو دوست دارم./ شمال-روزبه خیلی از تلکابین خوشش اومده بود.اولین بارش بود که سوار میشد. من/امیر/فهیمه/بابا/مامان ...
18 ارديبهشت 1393

17 اردیبهشت 93-تو راه شمال-جاده چالوس

تو راه شمال-من-امیر-بابا-مامان-روزبه وایسادیم صبحونه بخوریم-روزبه جیش داشت گیر داده بود که من اینجا جیش نمیکنم......برید اونور........منو کسی نبینه..... بالاخره راضی شد که بره پشت اون سنگ ...
17 ارديبهشت 1393

موضوع انشاء

موضوع انشاء : خوشبختی                                                ـــــــــــــ به نام خدا ــــــــــ                          خــــوش بختـــــی یعنــــــی قلــــب پـــــــــدرت بتپـــــــد  ...........                                                 ـــــــــــــ پایان ــــــــــــــ ...
16 ارديبهشت 1393