روزبهروزبه، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره
رامیسارامیسا، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

روزبه شاهزاده ایرانی

پنجشنبه 12 تیرماه

1393/4/13 9:14
نویسنده : مامان فهیمه
217 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ساعت 3 رسیدم خونه.ثنا روزه بود.من و امیر ناهار خوردیم.(طبق معمول روزبه غذا نخورد).حدود ساعت 5 بود که امیر گقت بریم شمال.همون آن تصمیم گرفتیم و اماده شدیم.به محض اینکه تصمیم گرفتیم بریم روزبه شروع کرد به گفتن کارایی که قراره اونجا انجام بده.بریم گل های عمه اینا رو اب بدیم.بریم اردک ببینیم.بریم پیش جوجوها و.... .

ثنا افطار خونه عموش دعوت بود.(عمو عمرانش).قرار بود با زهره اینا بره تهران.زهره  اینا دوست داشتن باما بیان ،اما جور نشد.......

خلاصه ما 7.30 راه افتادیم و 10.15 اونجا بودیم.روزبه کل راهو خواب بود.چالوس بیدار شد.تا پیچیدیم تو خیابون فهیمه اینا.روزبه کامل خوابش پرید که :ا،کوچه عمه فهیمه اینا.اخ جون بریم پیش ماهی .

ما بکل یادمون رفته بود که فهیمه اینا ماهی دارن .

اولش که عمو محمد رو دید رفت تو فاز خجالت.البته واسه دقایقی کوتاه.بمحض اینکه رفتیم توی خونه، جوجوی من سریع تنگ ماهی رو پیداکرد و حسابی ذوق کرد.

هوا عالی بود.موقع شام اقا لواسی و خانومش اومدن بالا.

بعد شام  هم رفتیم دریا.بارون نم نم میومد.امیر و محمد ی دست تخته بازی کردن و برگشتیم.

از همه مهمتر ، روزبه تا رسید از پنجره به گل ها آب داد.خندونکشاکیهیس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)